400 هزار میلیارد رانت ارزی دادند

    
تعداد بازدید: 2156
    
زبان : فارسی
         
دسته بندی : عمومی
    
نویسنده خبر :
گفت‌وگوی اختصاصی «افسانه» با دکتر حسین راغفر اقتصاددان درباره لایحه بودجه سال 99*دولت باید با اخذ مالیات از شرکت‌های بزرگ، این درآمدها را به صورت «یارانه دستمزد» به نیروی کار و کارفرماها پرداخت کند*در سال گذشته بر اثر سیاست‌های افزایش قیمت ارز، بیش از 400 هزار میلیارد تومان رانت ارزی به جیب شرکت‌های بزرگ وارد شد*سهم بودجه عمومی از تولید ناخالص داخلی به 11 درصد کاهش یافته، در حالی که این رقم در کشورهای سرمایه‌داری بیش از 35 درصد است*کسری بودجه دولت را ناگزیر به افزایش قیمت ارز و سوخت در سال آینده خواهد کرد 

 

احسان اکبرپور: دکتر حسین راغفر مدت‌هاست که از منتقدان رویکرد اقتصادی دولت حسن روحانی است و انتقادات زیادی را به سیاست‌های اقتصادی این دولت داشته است. انتقاداتی که پس از ارائه لایحه بودجه سال 99 بیشتر هم شد و این اقتصاددان، لایحه دولت برای بودجه سال آینده را «غیرواقعی‌ترین» لایحه بودجه ارائه‌شده خواند. اما این انتقادها بر چه مبنایی است و راغفر از کدام منظر به هفتمین لایحه بودجه دولت روحانی انتقاد دارد؟ «افسانه» برای تحلیل بیشتر لایحه بودجه 99، با حسین راغفر گفت‌وگویی اختصاصی انجام داد و از او درباره تصمیمات بودجه‌ای تیم اقتصادی دولت به‌ویژه درباره میزان افزایش حقوق و دستمزد، فروش اموال دولتی و اوراق مشارکت و کاهش سهم بودجه عمومی پرسید. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.


*به تازگی رئیس‌جمهور اعلام کرده است که حقوق کارمندان در سال آینده 15 درصد افزایش می‌یابد. با توجه به اینکه هنوز شورای عالی اقتصاد تصمیمی برای افزایش حقوق کارگران نگرفته است، به نظر شما افزایش دستمزد کارمندان و کارگران باید چه میزان باشد تا با در نظر گرفتن تورم 40 درصدی و ماده 41 قانون کار مطابقت داشته باشد؟
این پرسشی است که همه ساله تکرار می‌شود و هرسال نیز شکاف میان واقعیت‌های زندگی و دستمزدهایی که به نیروی کار پرداخت می‌شود، بیشتر می‌شود. بحث افزایش حقوق نیز تنها مربوط به نیروی کارگری نیست، بلکه دستمزد همه حقوق‌بگیران دولت اعم از معلمان، پرستاران و دیگر نیروهای دولتی را شامل می‌شود. این نکته را هم باید در نظر داشت که 15 درصد افزایش دستمزدها نیز درواقع میانگین افزایش دستمزد است، چراکه این رقم برای برخی گروه‌های دستمزدی کمتر از این میزان است. از سویی باید در نظر داشت که شاخص تورم که رقم رسمی آن در سال جاری 45 درصد اعلام شده است، یک شاخص میانگین است و سبد مصرف خانوارها با یکدیگر متفاوت است، چراکه بر اساس آخرین آمار اعلام‌شده، سبد شاخص قیمت غذا و خوراکی بیش از 80 درصد است و این درصد نیز بیشترین حجم سبد خانوارهای کم‌درآمد و به‌ویژه نیروی کار کم‌درآمد را در بر می‌گیرد. از این رو به نظر می‌رسد تورم واقعی، رقم 45 درصد تورم میانگین نیست و این رقم برای گروه‌های مختلف و به ویژه گروه‌های پایین‌درآمدی بسیار بیشتر است. بر همین اساس افزایش دستمزدها در حد 15 درصد، به هیچ وجه تکافوی هزینه خانوارهای کارگری و نیروی کار را نمی‌کند و نیازمند افزایش‌های جهشی بسیار بالاتر است.

*با این شرایط، به نظر شما منابع این افزایش جهشی دستمزدها از چه محلی می‌تواند تأمین شود؟
واقعیت آن است که این منابع باید از جایی تأمین شود و نمی‌توان همه آن را بر دوش کارفرما انداخت، چراکه کارفرماها نیز قربانی سیاست‌های دولت‌ها هستند. از همین رو من معتقدم دولت باید منابع مختلفی مانند درآمدهای مالیاتی را که امکان اخذ درآمد از آن‌ها وجود دارد، به دست بیاورد، سپس این درآمدهای مالیاتی را به صورت «یارانه دستمزد» به نیروی کار و کارفرماها پرداخت کند و دستمزد نیروی کار خود (کارمندان دولت) را نیز چند برابر افزایش‌ دهد. چراکه با افزایش 15 درصد دستمزد، هزینه‌های واردشده بر معیشت خانوار قابل جبران نیست.

*آیا این راهکار عملی است و دولت می‌تواند آن را اجرایی کند؟
بله. این راهکار کاملاً امکان‌پذیر است، به شرط اگر اراده لازم در میان سیاست‌گذاران وجود داشته باشد. واقعیت اما آن است که به نظر می‌رسد این اراده وجود ندارد و علت نیز آن است که برخی از تصمیم‌گیران، خود ازجمله منتفعان بخشودگی‌ها و فرارهای مالیاتی هستند. به عنوان مثال در سال گذشته بر اثر سیاست‌های افزایش قیمت ارز، بیش از 400 هزار میلیارد تومان رانت ارزی به جیب بسیاری از شرکت‌های بزرگ وارد شد. دولت و مجلس باید از این شرکت‌ها مالیات بگیرند و درآمدهای حاصله را به صورت یارانه دستمزد بین مردم و گروه‌های نیروی کار توزیع کنند، اما متاسفانه به نظر می‌رسد این اراده وجود ندارد. از همین رو من معتقدم چانه‌زنی بر افزایش 15، 20 و 25 درصدی حقوق و دستمزد، راه به جایی نمی‌برد.

*شما چندی پیش لایجه بودجه سال 99 را «غیرواقعی‌ترین لایحه بودجه» ارائه‌شده خواندید و اعلام کردید که بخش قابل‌توجهی از این بودجه محقق نخواهد شد. به نظر شما آیا ممکن است دولت و مجلس، برای جبران کسری بودجه 99، ناچار به افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی شوند؟
بله، حتماً این کار را خواهند کرد، زیرا به نظر می‌رسد این دولت حامی برندگان این سیاست‌های اقتصادی است و همان‌گونه که اشاره کردم هیچ نشانه‌ای از آنکه مجلس نیز در این مسیر دولت را همراهی نکند، وجود ندارد. از همین رو به نظر نمی‌رسد که مجلس و دولت قصد داشته باشند از کسانی که از رانت‌های بی‌سابقه ارزی و بخشودگی‌های مالیاتی برخوردار هستند، مالیات بگیرند؛ بلکه همچنان به دنبال افزایش مالیات از تولیدکنندگان کوچک و متوسط هستند. از همین رو من معتقدم این سیاست به افزایش بیشتر رکود کمک می‌کند. به عنوان مثال دولت از منابع متعدد اخذ مالیات ازجمله مالیات بر مستغلات و زمین، مالیات بر رانت‌های بزرگ ارزی و مالیات بر صادرات استفاده نمی‌کند و حتی برای کسانی که از منابع ملی همچون معادن که متعلق به همه مردم است، استفاده و این منابع را صادر می‌کنند، بخشودگی مالیاتی وضع می‌کند.

*یکی دیگر از منابع بودجه‌ای که دولت در لایحه سال آینده به آن توجه بسیاری نشان داده، فروش اموال منقول و غیرمنقول و همچنین فروش اوراق مشارکت است. به نظر شما این رویکرد تا چه اندازه منطقی است و در صورت اجرا چه پیامدهای احتمالی خواهد داشت؟
این اتفاق که بر اساس تجربه دهه‌های گذشته در قالب به اصطلاح خصوصی‌سازی شکل گرفته، به معنای حراج این منابع عمومی است و می‌تواند زمینه‌ساز یک فساد دیگر باشد. ضمن آنکه یکی دیگر از منابع درآمدی دولت، استقراض است که قرار است در قالب اوراق مشارکت رخ دهد. به نظر می‌رسد رقم فروش اوراق مشارکت نیز نه امکان‌پذیر و نه منطقی است. چراکه همین امسال سررسید بازپرداخت اصل و فرع اوراق مشارکتی بیش از 40 هزار میلیارد تومان فرا رسیده و در بودجه نیز قرار داده شده است. توجه داشته باشید که این رقم بسیار بزرگ است و سال به سال نیز افزایش پیدا خواهد کرد. پیامد آن نیز محدودکردن تصمیم‌گیری برای دولت‌های آینده خواهد بود؛ چراکه در آن صورت عملاً این دولت برای دولت‌های بعد یک میراث از بدهی بر جا می‌گذارد، همان‌گونه که این دولت نیز میراث‌بر بدهی‌های دولت قبل بود؛ هرچند که به نظر می‌رسد این رویکرد به یک فرایند و روش مألوف برای دولت‌ها تبدیل شده که بدهی‌های بزرگی بر گردن دولت‌های بعد بگذارند.

*یکی دیگر از تصمیماتی که در لایحه بودجه 99 لحاظ شده، کاهش سهم خدمات عمومی و مسئولیت‌های اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و... از بودجه است. به نظر شما این تصمیم چه پیامدهایی خواهد داشت؟
لایحه بودجه سال 99 از یک لحاظ بسیار بی‌سابقه است، چراکه برای نخستین بار سهم بودجه عمومی از تولید ناخالص داخلی، به کمترین میزان خود کاهش یافته و به 11 درصد کاهش یافته است. برای آنکه اهمیت این کاهش بی‌سابقه بیشتر مشخص شود، اشاره می‌کنم که این رقم حتی در کشورهای با اقتصاد کاملاً باز مانند آمریکا، بالغ بر 35 درصد تولید ناخالص داخلی است. معنای این کاهش شدید بودجه بخش عمومی آن است که دولت از ارائه خدمات عمومی و مسئولیت‌های اجتماعی خود، دست شسته است. از این رو این بودجه، قطعاً آسیب‌های بسیار جدی برای سال‌های آینده در پی خواهد داشت و افزایش نابرابری‌ها و رشد جرائم از ساده‌ترین پیامدهای آن است

برچسب ها :
 
از   0   رای
0

گزارش تصویری این خبر

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

هشدار در خصوص گشوده ...

اداره بهره برداری سد و شبکه رودبال و خسویه درباره ...

آغاز عملیات نورپرداز ...

شهردار منطقه تاریخی فرهنگی (منطقه ۸) شیراز از آغاز ...

آتش‌نشانی شیراز آماد ...

به گفته رئیس سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهردار ...

ساده‌انگاری عامل اصل ...

مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز تاکید کر ...

آرایشگران در فکر باط ...

«افسانه» از مشکلات اقتصادی 20 هزار آرا ...

«فرمالین» درآسمان زر ...

براساس نمونه گيري ها آلایندگی شهر زرقان چندبرابر ن ...

نظرات